تبليغاتX
شهدای ونداده

یکشنبه 3 خرداد1388

حماسه ماندگار

 

 خرمشهر یك‌ نقطه ‌عطف‌ است‌؛

نه ‌تنها در جنگ‌ تحمیلی‌ بلكه‌ درتاریخ‌ ایران ‌. بعد از قرن‌ها، این‌ اظهار وجود ملّی‌ با اتّكای‌ صِرف‌ به‌ قدرت‌ مردمی آن‌ هم‌ در برابر متجاوزی‌ كه‌ تقریباً همه ‌ قدرت‌های‌مطرح‌ در جهان‌ حامی‌ وی‌ بودند، به‌ معنای‌ پایانی‌ بر یك‌ دوره ‌طولانی‌ِ خالی‌ از حماسه‌ و استقلال‌ در تاریخ‌ ایران‌ است‌ و این‌ تنها وتنها از بركت‌ ایثار و ایستادگی بزرگمردانی است كه حماسه جاودانه مقاومت‌ خرمشهر را آفریدند.

 خرمشهر، دو حماسه‌ را در خود جای‌ داده‌ است‌: حماسه ‌مقاومت‌ و حماسه ‌ آزادی‌ خرمشهر

آزادی‌ خرمشهر یك‌ حماسه‌ بزرگ‌ است‌؛ زیرا به‌ ملتی‌ آموخت‌كه‌ می‌توانند شكست‌ را مقدمه‌ یك‌ پیروزی‌ِ فراموش‌ ناشدنی‌ قراردهند و باز هم‌، عزت‌، استقلال‌ و آزادی‌ِ تعیین‌ سرنوشت‌ را تجربه‌ كنند.اما در مقایسه‌، اولی‌ عظیم‌تر، مهم‌تر و تعیین‌ كننده‌تر است‌. اصولاً وقوع‌ حماسه ‌ دوم‌ مرهون‌ وقوع‌ حماسه ی‌ اول‌ است‌. اگر خرمشهر بدون‌ مقاومت‌ اشغال‌ می‌شد، سرنوشتی‌دیگر برای‌ جنگ‌ تحمیلی‌ رقم‌ می‌خورد و نوبت‌ به‌ عملیات‌بیت‌المقدس‌ و آزادی‌ خرمشهر نمی‌رسید. اگر بررسی‌ كنیم‌ كه‌ چرا جنگ‌ تحمیلی‌ در روندی‌ بر خلاف‌ آن‌ چه‌ طراحانش‌ رقم‌ زده‌ بودند جلو رفت‌. مقاومت‌ خرمشهر مهم‌ترین‌ عاملی‌ است‌ كه‌ ازهمان‌وهله ‌ اول‌، این‌ بررسی‌ را شكل‌ می‌دهد.

مقاومت‌ سی‌ و پنج‌ روزه ‌ خرمشهر، اراده ‌ جنگ‌ را در نظامیان ‌بی‌محابای‌ عراقی‌ متزلزل‌ كرد و به‌ آنها كه‌ ابتدا تصور برخورد با یك‌وضعیت‌ ساده‌ و متلاشی‌ شده‌ را داشتند فهماند كه‌ اشغال‌ آسان ‌نخواهد بود و در هر قدم‌ باید متحمل‌ خسارات‌ عدیده‌ای‌ شوند.

 

آری ، خرمشهر شناسنامه یك حماسه است ، حماسه ای ماندگار.

 

وضع سياسي خرمشهر در بعد انقلاب و قبل از جنگ

پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران رژيم عراق تحركاتي را عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران آغاز كرد. علاوه بر تحركات مرزي اقدامات گسترده‌اي در داخل به ويژه خوزستان  در پشتيباني از گروه‌هاي ضد انقلاب داخلي به عمل مي‌آورد.

در اين ميان عرب زبان بودن بخشي از مردم اين منطقه دستاويز مناسبي براي طرح جدايي خوزستان از ايران شده بود. به همين جهت عراق با گردآوري عناصر گروه منحل شده خلق عرب و همچنين برقراري ارتباطات گسترده با برخي از سران عشاير عرب به آموزش، تسليح وتحريك آنان براي راه‌اندازي درگيري‌هاي منطقه‌اي ايجاد زمينه جداسازي خوزستان مبادرت ورزيد. عناصر گروه خلق عرب در ماه‌هاي ارديبهشت، خرداد و  تير 1358 علاوه بر درگيري مسلحانه به اقداماتي همچون ايجاد آشوب، بمب‌گذاري، ترور و سرقت سلاح و مهمات مبادرت مي‌ورزيدند.

اين اقدامات چندان افزايش يافت كه مردم شهربه جان آمدند و در تاريخ 23 تير ماه سال 1358 به مراكز استقرار گروه‌هاي خلق عرب هجوم بردند و ضمن دستگيري عده‌اي از عناصر فعال        ضد انقلاب بقيه را متواري كردند حكومت عراق پس از فروكش كردن آشوب سازمان خلق عرب در خرمشهر همچنان به توطئه‌هاي خود در خوزستان ادامه مي‌داد.

علاوه بر اقداماتي نظير انفجار و خرابكاري كه به وسيله گروه‌ها و عناصر وابسته انجام مي‌شد, تحريكات مرزي عراق از جمله  احداث استحكامات، شناسايي، نقل و انتقال و تجمع نيرو، حركات ايذايي، آزمايشي و تخريبي و... به تدريج افزايش مي‌يافت. اين روند به سه دوره زماني از پيروزي انقلاب اسلامي تا پايان مرداد 1359، از اول تا 25شهريور ماه 1359 و از 26 تا 30 شهريور 1359 قابل تفكيك است .

در تاريخ 26 شهريور ماه سال 1359 رييس جمهور عراق، صدام حسين در نطقي در مجلس اين كشور با ملغی اعلام كردن قرارداد 1975 الجزاير و تاكيد بر وضعيت روابط قانوني بر شط‌العرب (اروند رود) به وضع قبل از مارس 1975 گفت : بايد تمام حقوق تعريف شده به حاكميت كامل عراق بازگرد.

 

عملیات آزاد سازی خرمشهر

طراحی عبور از کارون :

درطراحی مانور عملیات بیت المقدس، عبور از كارون،عامل تعیین كننده در پیروزی عملیات محسوب می شد و به همین دلیل به بررسی دقیق تر این موضوع می پردازیم.

در مرحله جدید جنگ شكل اصلی دشمن، غافلگیری در برابر تاكتیك های ابتكار رزمندگان اسلام بود. دشمن برابر تلقی كلاسیك خود، اساساً نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را فاقد توانایی برای اجرای عملیات ارزیابی میكرد. طراح ریزی عبور از رودخانه كارون، علاوه بر این كه بكلّی در تفكرات كلاسیك دشمن و ارزیابی هایی كه از توان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی داشت نمی گنجید، بلكه برای رزمندگان اسلام كه از دو تركیب متفاوت برخودار بودند نیز پذیرش عبور از رودخانه كارون قدری دشوار بود. لذا طی جلسات مشترك برادران سپاه و ارتش ، بحثهای فراوانی در این زمینه صورت گرفت. برخی از برادران ارتشی همانطور كه پیش از این ذكر شد به (تك) از جبهه شمالی با اتكاء به جاده اهواز- خرمشهر و با عقبه اهواز ، اعتقاد داشتند.

در بحث مربوط به عبور ، اساساً برخی بر این عقیده بودند كه با توجه به مشكلات عبور و ضرورت همزمانی با پیشروی به عمق و نیز معضلات ناشی از هوشیاری دشمن و كمبود پل و غیره، ضروری است كه ابتدا سر پل كوجكی تصرف شده، سپس در مرحله بعد گسترش یابد.

دلایلی كه برای این نظریه مطـرح می شد عمدتاً حول محورهای زیر بود:

1- پیچیدگی و مشكلات عبور از رودخانه در مقایسه با سایر عملیاتها.

2- فقدان آموزش و تجربه یگانهای عبور كننده برای عبور از رودخانه.

3- محدودیت زمینه امكانات عبور، بویژه پلهای شناور.

4- احتمال هوشیاری دشمن و راندن نیروها.

 

طی بحثهایی كه در این زمینه صورت گرفت، سرانجام درمیان فرماندهان در مورد سر پل گیری و گسترش آن وحدت نظر حاصل شد كه جمع بندی و نتیجه آن چنین اعلام گردید:

«نتیجه گرفته شده این بود كه اگر بخواهیم از رودخانه عبور كنیم باید خود را تا جاده و راه آهن جلو بكشیم تا به این هدف برسیم :

1- دشمن متوجه شده به گستردگی حمله پی ببرد.

2- دشمن را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم كنیم. »

پس از تبادل نظر و تفاهم در مورد عبور از رودخانه كارون، ركن 3 قرارگاه مقدم نیرو زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در جنوب، طی تجزیه و تحلیل ضمن ارج دانستن سر پل بزرگ، عبور از رودخانه كارون و ویژگیهای آن را چنین توصیف كرد:

«عبور از رودخانه تلفیقی از یك عبور تعجیلی و یك عبور با فرصت است كه البته بیشتر جنبه تعجیلی دارد. مشخصات آن عبارت است از:

سرعت، غافلگیری، حداقل توقف هنگام رسیدن به ساحل نزدیك رودخانه، حداقل تمركز نیرو، عدم نیاز به پاك كردن ساحل نزدیك از وجود دشمن، پدافند ضعیف دشمن در نزدیك رودخانه ، بالا بودن توان رزمی یگان خودی چه از نظر روحیه و چه از نظر توان نظامی برای در هم شكستن پدافند دشمن در آن سوی رودخانه ، طرح ریزی مشروح و به پای كار آوردن تجهیزات عبود از قبیل در حد مقدوراتی كه فعلاً موجود است و همچنین یك عبور با فرصت، به دلیل آنكه رودخانه مانع بزرگی محسوب شده و عملیات آفندی ما در این خط آغاز می شود. »

تعیین ابعاد سر پل و وجود فضای كافی برا ی عبور دو قرار گاه با برخورداری از قابلیت و امكان مانور مناسب برای نیروهای تكور، بحث عمده ای بود كه بدنبال توافق همزمان بر عبور و گسترش سر پل، مورد بررسی قرار گرفت.

 حد شمالی سر پل، ایستگاه آهو، كه بعنوان تنها عارضه در این محور محسوب و در كیلومتر 60 جاده اهواز – خرمشهر واقع بود، در نظر گرفته شد. عمق سر پل 14 تا 20 كیلومتر منظور شد كه در مجموع مساحت سر پل مورد نظر بالغ بر 700 كیلو متر مربع می باشد.

رعایت غافلگیری و سرعت عمل در توسعه پل موضعی بود كه پیوسته به هنگام طرح ریزی مانور عملیات عبور از رودخانه   مورد تأیید قرار می گرفت بر اساس شواهد و قرائن موجود ، با اقداماتی كه از سوی دشمن انجام می گرفت ، این احتمال   وجود داشت كه در صورت هوشیاری نیروهای عراقی موضوع  عبور از رود خانه منتفی شده و عملیات به شكست بیانجامد. دشمن در غرب كارون ( محور میانی ) اقدام به احداث یك خط ممتد در فاصله 7 كیلومتری رودخانه كارون كرده بود. این اقدام ضمن اینكه به عنوان نشانه هوشیاری دشمن در مورد سمت اصلی تك ارزیابی می شد، می توانست موجب بروز مشكلاتی به هنگام عبور و پیشروی نیروهای خودی شود. لذا در طرح مانور ضمن اصرار بر رعایت غافلگیری، بر سرعت در اجرای عملیات نیز تأكید شده بود.

ضرورت همزمانی عبور، گرفتن سر پل و توسعه آن و نیز توسعه آنها با یكدیگر، موجب گردیده كه در مورد سرعت عمل در عبور و توسعه سر پل توجه خاصی صورت بگیرد. بر این اساس قسمتهایی از رودخانه كه عرض كمتری داشت و از ساحل رودخانه تا جاده اهواز – خرمشهر دارای فاصله كمتری بود، به عنوان محل نصب پل انتخاب گردید. همچنین در زمینه سرعت عمل برای پیشروی در عمق بر این موضوع نیز تأكید گردید كه نیروهای تكاور، هر چه سریعتر و با حداكثر توان خود، به عارضه جاده خرمشهر- اهواز رسیده و آن را تأمین نمایند تا بدین وسیله گذرگاه ها از تیررس دشمن مصون بماند و امكان نصب پلهای شناور و انتقال سریعتر و بیشتر نیرو و امكانات به آن سوی رودخانه فراهم شود.

بنابراین سر پل برای نصب در محلهای مناسب پیش بینی گردید و برای زمان بندی عبور نیروها با توجه به عمق منطقه و روشن شدن هوا و رعایت اصول غافلگیری، مقرر گردید كه نفرات پیاده از ساعت 7 بعد از ظهر حركت كرده و با تاریك شدن هوا، خودروهای سبك بوسیله شناورها از رودخانه عبور نمایند تا با پیشروی نیروهای پیاده و تأمین منطقه سر پل، شرایط برای نصب پل و عبور خوردوهای سنگین مهیا شود.

 

مرحله اول عملیات بیت المقدس

نهم اردیبهشت ماه 1361، شب از نیمه شب گذشته بود. نیروها از ساعتها قبل در محورهای مختلف پس از استقرار در مواضع مناسب از آمادگی لازم برای درگیر شدن با دشمن برخوردار بودند. شور و نشاط زایدالوصفی در قرارگاه كربلا حاكم بود. شهید صدوقی و آیت الله مشكینی نیز در كنار فرماندهان سپاه و ارتش حضور داشتند. در حالی كه ساعت گذشت 15 دقیقه از نیمه شب را نشان می‌داد، آیاتی از سوره مبارك فتح تلاوت شد و سرانجام سی دقیقه بامداد فرمانده قرارگاه كربلا با قرائت رمز عملیات فرمان آغاز یورش به دشمن را صادر كرد. نیروها كه از ساعتها قبل در انتظار فرمان حمله به سر می‌بردند، در تمام محورهای عملیات به دشمن حمله‌ور شدند و بدین ترتیب عملیات سرنوشت‌ساز رزمندگان اسلام آغاز گردید.

هدایت عملیات به همراه طنین دعای ملكوتی توسل، معنویت خاصی را بر قرارگاه مركزی حاكم كرده بود. شهید صدوقی و آیت الله مشكینی به طور مرتب جداگانه پیامهایی را به وسیله بی‌سیم خطاب به رزمندگان اسلام ارسال كردند.

اولین خبر درگیری از چهارمین محور قرارگاه فتح به قرارگاه كربلا رسید. تیپ 25 كربلا در ساعت 55 دقیقه بامداد درگیر شده بود. در پی آن به تدریج اخبار درگیری سایر یگانها با دشمن به قرارگاه مركزی می‌رسید. تقریبا 3 ساعت پس از آغار عملیات، كلیه یگانها با دشمن درگیر شده بودند. تا قبل از آغاز عملیات میزان هوشیاری دشمن مورد سوال و ابهام بود. تنها بی‌سیمهای دشمن، در ساعت 21 فعالیت شدیدی را آغاز كردند، لیكن شبكه ارتباط بی‌سیم دشمن همچنان عادی بود و دشمن هیچگونه آماده باش فوق العاده اعلام نكرد. شواهد و قرائن حاكی از غافلگیری دشمن به ویژه در محور قرارگاه فتح بود. با پیشروی نیروهای قرارگاه فتح، دستیابی به جاده اهواز – خرمشهر به قدری سریع و غافلگیرانه صورت گرفت كه بسیاری از خودروهای دشمن با اعلام ایست و توقف رزمندگان اسلام، بلافاصله متوقف می‌شدند.

یگانهای تابعه قرارگاه قدس در 5 محور مختلف (قدس 1و2و3و4و5) با دشمن درگیر شدند. اما هوشیاری دشمن در مورد تك رزمندگان و همچنین استحكاماتی كه دشمن ایجاد كرده بود، عملا منجر به كندی و عدم هماهنگی در پیشروی یگانهای قرارگاه قدس شد.      در این بین تنها تیپ بیت المقدس‌ و تیپ 41 ثارالله علیه السلام موفق به عبور از موانع دشمن و تصرف سرپل در جنوب رودخانه كرخه كور شدند.

فقدان پوشش جناحین یگانهای نامبرده به علت عدم پیشروی یگانهای مامور در سایر محورها موجب گردید تا فشار سنگین و پر حجمی از دشمن متوجه سرپل شود.

یگانهای قرارگاه فتح، ضمن درگیری با دشمن و انهدام قوایش در غرب كارون خود را به جاده اهواز – خرمشهر رساندند. تنها معضل قرارگاه فتح، عدم الحاق به قرارگاه نصر بود. تیپ 8 نجف اشرف در جناح چپ قرارگاه فتح، می بایست با تیپ 2 ولی عصر (عج) در جناح راست قرارگاه نصر الحاق میكرد. عدم الحاق بین این دو قرارگاه موجب بروز نگرانی جدی در جبهه خودی شده بود.

یگانهای قرارگاه نصر در ساعت مقرر با دشمن درگیر شدند. تیپ 46 فجر(محور نصر 2) و تیپ 22 بدر (محور نصر 5) میبایست از سمت شرق خرمشهر را محصره نموده و تیپ 27 محمد رسول الله (ص) همراه با تیپ 21 حمزه (محور نصر 2) در غرب خرمشهر، از سمت «نهر عرایض» محاصره را تكمیل می‌كرد تا در مرحله بعد تیپهای 46 و 22 بتوانند وارد خرمشهر شوند.

تاخیر در حركت و پیشروی یگانهای قرارگاه نصر و نیز وجود باتلاق در كنار جاده اهواز- خرمشهر ( در شمال شرقی سیل بند احداث شده توسط عراقیها ) و همچنین تمركز نیروهای دشمن در منطقه شمال خرمشهر موجب گردید كه اهداف قرارگاه نصر تامین نگردد و درگیری به روز كشیده شود.

نیروهای محور نصر 1 شامل تیپ 1 از لشكر 21 حمزه (س) به همراه تیپ 7 ولیعصر (عج) تا ساعت 3 بعد از ظهر در برابر دشمن مقاومت كردند. ولی پس از آن ناچار تا حدودی عقب نشینی كردند. نیروهای نصر 2 شامل تیپ 3 از لشكر 29 و تیپ 27 محمد رسول الله (ص) نیز علی رغم انهدام دشمن در 3 كیلومتری شرق جاده مستقر شدند.

همچنین بین دو تیپ 22 و تیپ 46 فاصله وجود داشت و این دو تیپ هنوز به اهدافشان نرسیده بودند. همچنین تیپهای 46 و 27 نیز موفق به الحاق نشده بودند و فشار سنگینی از دشمن روی تیپ 27 وارد می شد. عدم الحاق بین یگانها و فشار دشمن موجب گردید كه كل منطقه متصرفه قرارگاه نصر در معرض تهدید قرار گیرد.

در پایان روز اول، وضعیت كلی عملیات بدین ترتیب بود كه قرارگاههای نصر و فتح، سرپلی به مساحت 800 كیلو متر مربع را در غرب كارون تصرف كرده بودند و نیروهای قرارگاه قدس به غیر از دو محور، در بقیه محورها موفق به عبور از رودخانه كرخه كور نشدند. با این وصف یگانهای خودی توانستند فراتر از محاسبات و برآوردهای دشمن از نیروی انسانی بسیاری در پای كار استفاده نمایند. در پی وارد كردن اولین ضربه تعادل دشمن بر هم خورد و پس از آن دشمن در این عملیات نتوانست در برابر رزمندگان اسلام ابتكار عمل را به دست گیرد.

 مرحله دوم عملیات بیت المقدس

 اهداف عمده فرماندهان سپاه و ارتش در مرحله دوم عملیات عبارت بود از : انهدام قوای دشمن ، بیرون راندن دشمن از مناطق اشغالی و متمایل شدن به طرف شلمچه برای محاصره كردن خرمشهر.

 برای محاصره و تصرف خرمشهر سه راهكار و جود داشت :

 راه كار اول عملیات از شرق جاده اهواز ـ خرمشهر :

 براساس بررسی های به عمل آمده و تجارب مرحله اول عملیات استدلال شد كه به خاطر وجود استحكامات زیاد دشمن و عدم توانایی كافی تیپ 22 بدر برای عبور از زمینهای باتلاقی منطقه باید راهكار مناسب تری انتخاب گردد.

 راه كار دوم: عملیات روی جاده اهواز ـ خرمشهر :

آرایش دشمن به سمت شمال و تمركز در معبر وصولی خرمشهر و نیز هوشیاری دشمن در مورد سمت تك مانع ازموفقیت دردستیابی به هدف ازاین طریق بود .

 راهكار سوم: تك از غرب جاده اهواز:

 محاصره خرمشهر با دور زدن دشمن ازنزدیك نهر عرایض و مسدود كردن عقبه دشمن پس از بررسی راه كارهای مختلف درمورد محاصره و تصرف خرمشهر در زمینه هدف عملیات در مرحله دوم دو نظر كلی وجود داشت :

الف) پیشروی به سمت مرز و دسترسی بیشتری به عقبه دشمن

ب) پیشروی به سمت خرمشهر از غرب جاده اهواز - خرمشهر

پس از بحث و بررسی های زیاد كه صورت گرفت سرانجام نظر اول مورد تصویب قرار گرفت زیرا علاوه بر پیش رو داشتن تجارب ناشی از توقف قرارگاه نصر در مرحله اول ، دشمن تمركز نیروی شدیدی درمحدوده غرب جاده اهواز ـ خرمشهر و در منطقه شلمچه داشت. بنابراین، بدون انهدام دشمن در غرب جاده و تهدید بیشتر عقبه دشمن تلاش برای ورود به خرمشهر بی نتیجه بود بدین ترتیب، مقرر شد كه مرحله دوم عملیات با دو قرارگاه فتح ونصر انجام گیرد دراین مرحله قرار گاه قدس ماموریت داشت كه با عملیات ایذایی نیروهای دشمن را درگیر نگه دارد.

كانال آب در5 كیلومتری زیر جاده كرمدشت كه به صورت شرقی غربی و درحدود كیلومتر 64 قرار داشت به عنوان خط حد قرارگاه فتح ونصر تعین شد و مقرر گردید كه قرارگاه نصر با تیپهای 7 ولیعصر (عج ) ، 27 حضرت رسول (ص) و قرارگاه فتح باتیپهای 8 نجف اشرف و 14 امام حسین (ع) عملیات را آغاز كنند.

 مرحله دوم عملیات بیت المقدس در ساعت 23:30 روز 16/2/1361 با هدف رسیدن به مرز بین المللی و محاصره خرمشهر آغاز شد نیروهای قرارگاه فتح درهمان ساعات اولیه عملیات به جاده مرزی رسیدند وبا موفقیت توانستند در 17 كیلومتر نوار مرزی استقرار یابند البته دراین جا هم مقاومت فوق تصور و متهورانه رزمندگان اسلام جلوی پاتكهای دیوانه وار دشمن تاپایان روز 17/2/61 حضور ما را در مواضع جدید تصویب كرد.

نیروهای قرارگاه نصر درجناح چپ عملیات به شدت تحت فشار دشمن قرار گرفتند. در ساعت 3 بامداد برخی از یگانها ، رسیدن به مرز بین المللی را اعلام كردند به هنگام پیشروی نیروها ابتدا به خاكریز بزرگی كه در حد فاصل جاد ه تا دژ مرزی وجود داشت رسیده و اعلام كردند كه به دژ مرزی رسیده اند، اما به آنها دستور داده شدكه پیشروی نمایند درجناح راست منطقه عملیات جاده ای قرارداشت كه از ایستگاه حسینیه تا پاسگاه زید عراق امتداد می یافت. درطول شب عملیات نیز یك خاكریز درحاشیه جنوبی این جاده احداث شد وتیپهای 25 كربلا و 55 هوابرد درپشت آن آرایش گرفتند با روشن شدن هوا درگیری همچنان ادامه یافت.

تاخیر برخی از یگانها در رسیدن به مرز و تامین اهداف و نیز وجود رخنه دشمن باعث شد كه با روشن شدن هوا دشمن فشارهای موضعی را دربرخی محورها به نیروهای خودی وارد نماید دراین میان كانالی كه خط حد قرارگاه های فتح و نصر تشكیل می داد موضع مناسبی برای مقابله با پاتكهای دشمن بود با شروع مرحله دوم عملیات نیروهای دشمن درغرب جاده اهواز ـ خرمشهر كه از تامین عقبه خود احساس نگرانی می كردند اقدام به عقب نشینی می نمودند. قوای عراقی درهنگام عقب نشینی به خاطر وجود دژ مرزی و خندق های متعدد دچار مشكل شده و تعدادی از تانكهایشان نیز به داخل خندق افتادند..

 

مرحله سوم عملیات بیت المقدس

 با عقب نشینی دشمن و ایجاد شرایط جدید در روند عملیات برای ادامه عملیات و تداوم پیروزیها میبایست تدابیر جدیدی اتخاذ می گردید. لذا بلافاصله جلسه فرماندهان در قرار گاه مركزی كربلا تشكیل شد تا شرایط و موقیعت جدید را مورد تجزیه وتحلیل قرار داده و تصمیمات جدیدی اتخاذ نماید. با توجه به تمركز تمام تلاشهای دشمن برای جلوگیری از پیشروی نیروهای خودی به سمت شلمچه در روز گذشته و دریافت خبرهای واصله از فرار وعقب نشینی دشمن وخبر تخلیه خرمشهر از نیروهای دشمن تصمیم گرفته شد كه در اجرای مرحله سوم عملیات تشریح شود. تحلیل فرمانده سپاه پاسداران این بود كه دشمن این عقب نشینی را به قصد انجام تبلیغات سیاسی انجام داده است و باید هر چه سریعتر مرحله سوم عملیات انجام شود.

نیروهای دشمن پس از عقب نشینی و فرار در شلمچه مستقر شدند تاعلاوه برحفظ عقبه نیروهای مستقر در خرمشهر از معبر وصولی بصره نیز دفاع نمایند لذا ضمن تمركز شدید ، آرایش جدید به خود گرفتند.

مرحله سوم عملیات ، با هدف آزاد سازی خرمشهر با دو قرارگاه فتح و نصر به شكل زیر طرح ریزی و سازماندهی شد:

قرارگاه فتح : به تیپهای 14 امام حسین (ع) و 8 نجف اشرف ماموریت داده شد تا ضمن پاكسازی دشمن در داخل خاك عراق تا عمق 6 كیلومتری مرز بین المللی نیروهای دشمن را منهدم نماید.

قرارگاه نصر : به تیپهای 46 فجر و 22 بدر ماموریت داده شد كه از جاده خرمشهر تا رودخانه عرایض را پاكسازی و نیروهای دشمن را منهدم نمایند. تیپهای 25 كربلا و 55 هوابرد از كنترل عملیاتی قرارگاه فتح خارج شدند و تحت امر قرارگاه نصر قرار گرفتند تا به اتفاق هم جاده آسفالته خرمشهر را تامین نمایند.

تیپهای 27 محمد رسول الله (ص) 7ولیعصر (عج ) 31 عاشورا و لشكر 21 حمزه (ع) ماموریت یافتند تا ضمن پاكسازی غرب مرز بین المللی از سمت چپ قرار گاه فتح به سمت شلمچه در جنوب پیشروی نمایند.

قرارگاه قدس هم ماموریت یافت كه به پیشروی خود ادامه داده وتاپشت مرز بین المللی ( كوشك ـ طلائیه ) دشمن را عقب براند. مرحله سوم عملیات در حالی طرح ریزی شد كه رزمندگان اسلام پس از چند مرحله پیشروی و جنگ شبانه روزی با دشمن در خستگی مفرطی به سر می برند ولی اوضاع جدید و ضرورتهای گوناگون ایجاد میكرد كه مرحله سوم عملیات به سرعت طرح ریزی و اجرا شود.

مرحله سوم عملیات در ساعت 22 مورخ 19/2/1361 آغاز شد رزمندگان اسلام در این مرحله از عملیات بیت المقدس حركت برای آزادسازی خرمشهر را آغاز كردند برابر طرح عملیات یگانها در محورهای مختلف با دشمن در گیر شدند ولی حضور پر حجم دشمن در منطقه شلمچه از یك سو و خستگی شدید رزمندگان اسلام ازسوی دیگر مانع از پیشروی در این منطقه بود. مجدداٌ در تاریخ 20/2/1361 رزمندگان اسلام برای آزادی خرمشهر به دشمن حمله ور شدند اما نتایج مطلوب حاصل نشد. در عین حال نیروها پس از پیشروی در 3 كلیومتری شلمچه استقرار یافتند . دشمن پس از مرحله سوم عملیات در تاریخ 24/2/1361 به پاسگاه شهابیت كه شب قبل از آن به تصرف نیروهای خودی درآمد بود حمله كرد. به نظر می رسید كه دشمن قصد دارد مانع جایگری رزمندگان در منطقه شمالی و گسترش آنها به سمت جنوب شود در هر صورت بلافاصله درشب بعد رمندگان اسلام طی حمله به دشمن مجدداٌ پاسگاه شهابی را به تصرف خود درآوردند. عراق با پیروزیهای كوچكی كه درتصرف پاسگاه شهابی به دست آورد سعی كرد تبلیغات پرحجمی انجام دهد. فیلمبرداری مفصل از این عملیات كه بیشتر برای گرفتن امتیاز از شورای همكاری خلیج به عمل آمد حاكی از احتیاج شدید عراق به مستمسكی برای مانور تبلیغاتی بود. اما این ترفند نیز با هوشیاری و قدرت رزمندگان به شكست مفتضحانه دیگری انجامید.

 

مرحله چهارم عملیات بیت المقدس

 در محاسبات و معادلات سیاسی – نظامی دشمن ، مقاومت مردمی در مقابله با تجاوز و روحیه شهادت طلبی بسیار ناچیز و بی اهمیت قلمداد شده بود، ولی در عرصه نبرد حضور بی سابقه و گسترده مردم، افتخار بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران به ثبت رسانید.

قبل از عملیات بیت المقدس در غرب، عملیات تنگ حاجیان، چغالوند، مطلع الفجر و محمد رسول الله انجام گرفت. در نتیجه این چند عملیات، لشكرهای 4 پیاده كوهستانی، 7 پیاده، 8 پیاده و 6 زرهی عراق، خسارات فراوان و لطمات جدی متحمل شدند. در جبهه جنوب، عملیات (( الله اكبر ))، طریق القدس ، ثامن الائمه ( ع ) و فتح المبین موجب بیرون راندن عراقیها از بسیاری از مناطق اشقالی گردید. در جریان این نبرد سنگین، لشكر 10 زرهی لشكر 1 مكانیزه و لشكر 3 زرهی، مساوات فوق العاده ای متحمل شدند. بشكلی كه لشكر 1 مكانیزه منحل شد و لشكر 1 مكانیزه و لشكر 10 زرهی با تجهیزات كامل به دست رزمندگان اسلام افتاد. به این ترتیب، تا قبل از عملیات بیت المقدس و آزاد سازی خرمشهر، بخش عمده ای از توان نیروی زمینی ارتش عراق كاسته شده بود.

از طول یك سال و نیم نبرد سنگین با دشمن علاوه بر روحیه الهی رزمندگان اسلام، قدرت و هماهنگی و نظم بین یگانهای سیاه ، ارتش و بسیج و همچنین سرعت عمل در سازماندهی و نقل و انتقال به مناطق عملیاتی، مهمترین عامل پیروزی بود. پیامد مهم این امر سلب فرصت از دشمن برای بازسازی و تجدید قوای از دست رفته بود. اما خرمشهر،‌ مهمترین دست آورد قادسیه صدام. برای حزب بعث بود كه هنوز در اشغال ارتش عراق باقی مانده بود. خرمشهر از جنبه سیاسی ادعای حزب بعث مبنی بر حق حاكمیت بر اروند را به اثبات می رساند و از جنبه نظامی مبدإ خوبی برای تجاوزات و تحركات نظامی عراق بود و اكنون وقت آن رسیده بود كه ضربه نهایی را به دشمن وارد آورده و نقشه های شوم او نقش برآب شود. لذا بلافاصله پس از مرحله سوم عملیات و درپی تلاشهایی كه برای دست یابی به جاده شلمچه صورت گرفت فرصت لازم در اختیار یگانها گذارده شد تا به باز سازی و تجدید سازمان نیروهای خود بپردازند. در این حال، قرارگاه فجر همراه با تیپ های 33 المهدی( عج ) و امام سجاد ( ع ) و تیپ 3 از لشكر 77 وارد منطقه شدند.

تجارب بدست آمده حكایت از آن می كرد كه سازمان رزم سپاه پاسدارن می بایست به منظور گسترش ظرفیت و جذب و بكارگیری نیروهای بسیجی گسترش یابد. همچنین لازمه عمق بخشیدن در عملیات، برخورداری از پشتیبانی آتش توپخانه و به كارگیری نیروی زرهی بود چرا كه تداوم پیش بینی چندین مرحله عملیات، صرفاً با اتكا به نیروی پیاده عملی نبود و با مشكلات عدیده ای روبرو میگردید. همچنین آموزش كادر برای جایگزینی افرادی كه از فرماندهان و دیگر نیرو های كادر كه به شهادت نائل شده بودند و نیز جبران ضعف های موجود در امر مهندسی، آتش، زرهی،‌ بهداری، شناسایی و غیره طی همین جلسات مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در بخش دیگری از این نشستها طرح مانور مرحله چهارم عملیات و تلاشهای دشمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این جلسات افراد غالباً بر این نظر بودند كه مقاومت دشمن در خرمشهر اساساً به این منظور صورت می گیرد ، كه بتواند زمان لازم را برای تخلیه نیروهای بدست آورد. ضمن اینكه مواضع دفاع در برابر بصره و جاده شلمچه بعنوان عقبه نیروهای دشمن در خرمشهر در معبر اصولی بصره بخش دیگری از تلاشهای دشمن را تشكیل می داد بر این اساس و با درنظر گرفتن سایر شرایط و عوامل مرحله چهارم عملیات بیت المقدس با هدف آزاد سازی خرمشهر با سه قرارگاه به شرح ذیل طراحی شد:

1- قرارگاه فتح با تیپ های 14 امام حسین (ع) و 8 نجف اشرف در جناه چپ منطقه عملیات مأمور تأمین و پاك سازی شرق و غرب جاده اهواز- خرمشهر و ورود به خرمشهر و پاك سازی آن شد.

2- قرارگاه فجر با تیپ 3 از لشكر 77 خراسان و تیپ های امام سجاد ( ع ) و 33 المهدی(عج) در بخش میانی عملیات، مأمور تأمین و پدافند غرب نهر عرایض، جلوگیری از فرار نیروهای دشمن از خرمشهر (( پل نو )) شد.

3- قرارگاه نصر با دو تیپ اقدام شده ارتش و سپاه تحت عنوان نصر 2 و 3 در جناح راست منطقه عملیات مأمور پاك سازی خاكریزهای شمال جاده آسفالته خرمشهر – شلمچه و تأمین مرز تا جاده و در صورت موفقیت تأمین نهر فین، اروند رود و قطع كامل راه ورودی دشمن در شلمچه شد.

مرحله چهارم عملیات، با هدف محاصره و آزادسازی خرمشهر در ساعت 22:25 دقیقه مورخ 1/3/1361 آغاز شد. یگانهای قرارگاه فتح پس از درگیری با دشمن و پیش روی موفق شدند كه با روشن شدن هوا در پلیس راه خرمشهر دشمن را منهدم نمایند. همچنین نیروهای قرارگاه فجر. با عملیات خود توانستند پل نو را تصرف نموده و به سمت شط العرب پیش روی نمایند. نیروهای قرارگاه نصر نیز در امتداد مرز پیشروی كردند و با پاكسازی و انهدام دشمن به سمت جنوب به حركت در آمدند.

به این ترتیب محاصره خرمشهر كامل شد. اما همچنین نیروهای دشمن در داخل شهر مقاومت می كردند. یكی از سند های بدست آمده از سنگرهای دشمن در خرمشهر بیانگر اهمیت این شهر برای دشمن و علت مقاومت آنان است. در این سند آمده بود: « دفاع از محمره (خرمشهر)نگهبانی از پیروزی است. دفاع از محمره نابودی دشمن فارسی را تضمین می كند.»

دستور اكید فرمانده قوای عراقی برای مقاومت در خرمشهر و وعده های فرمانده نیروهای دشمن در این شهر ( سرهنگ احمد زیدان ) مبنی بر ارسال كمك و پشتیبانی و همچنین تشویق آنها به مقاومت - كه از طریق شنود رادیویی شنیده می شد- نقش زیادی در ایستادگی نیروهای عراقی داشت. در این وضعیت دشمن نیروهایش را از مثلث كارون – جاده خرمشهر فراخوانی كرد تا پس از سازماندهی آنان اقدام به شكستن محاصره خرمشهر كند ولی ضعف روحیه قوای دشمن بیش از آن بود كه بتواند به پاتك و شكستن محاصره اقدام نماید.

روز 2/3/1361 ، حلقه محاصره خرمشهر تنگ تر شد و بخشی از نیروهای دشمن به اسارت درآمدند. دشمن ناامید از شكستن محاصره مذبوحانه برای نجات نیروهایش تلاش می كرد. در این حال، احمد زیدان فرمانده مستقر در خرمشهر روی مین رفت و كشته شد. برخی از نیروهای دشمن با استفاده از هر وسیله ممكن و زیر تیوپ چرخ ماشین و كلمن آب برای عبور از رودخانه اروند تلاش می كردند. برخی از آنها در میان آب غرق شده و به هلاكت رسیدند و برخی نیز همچنان در انتظار بودند ، طولی نكشید كه صدای رزمندگان اسلام از بلندگوها پخش شد و باقیمانده نیروهای دشمن را كه از هر گونه ارسال كمك و یا عبور از رودخانه اروند ناامید شده بودند را دعوت به تسلیم كردند. به دنبال آن از حدود ساعت 10 صبح 3/3/1361 از گوشه و كنار شهر عراقیها درحالی كه دستها به سر برده بودند و برخی هم قرآن و عكس امام خمینی( ره) را در دست داشتن و (( الموت لصدام )) می گفتند فوج فوج خود را تسلیم كردند.

 رزمندگان اسلام درتاریخ 3/3/1361، برخلاف تصور دشمن كه از دروازه های شرقی و شمالی و جنوبی دركمین آنها بود ازساعت12روز 3/3/1361 ازدروازه های غربی (ازهمان جایی كه دشمن وارد خرمشهر شده بود) وارد شهر شدند و پاكسازی شهر را آغاز كردند و ضمن انهدام نیروهای دشمن بسیاری از آنان را به اسارت درآوردند. ساعت 12:45دقیقه هلیكوپتر دشمن كه برای یاری باقیمانده نیروهای عراقی برفراز شهر پروازمیكرد هدف گلوله های رزمندگان قرارگرفت و سقوط كرد. باسرنگونی هلیكوپتر عراقی باقیمانده نیروهای دشمن كه عمدتا بعثی بودند خود را تسلیم كردند. سایر یگانها نیز قبل از تاریكی شب وارد خرمشهر شدند و بدین ترتیب تا شامگاه سوم خرداد شهر به طور كامل از وجود اشغالگران پاكسازی شد. بدین ترتیب خرمشهركه پس از 24 روز مقاومت دربرابر دشمن سقوط كرده بود، بعد از 575 روز اشغال ظرف كمتر از 48 ساعت آزاد و به طور كامل از لوث وجود اشغالگران پاكسازی شد.

در اولین اقدام پس از آزادسازی خرمشهر، رزمندگان نمازشكر را در مسجد جامع خرمشهر به جای آوردند.

  

ایران غرق در شادی

 اعلام خبرآزادسازی خرمشهر در ساعت 14 از صدای جمهوری اسلامی ایران مردم را كه مدتها در آرزوی چنین لحظه ای بود مسرور ساخت. شهرهای كشور غرق درشادی سرور شدند.    حضور مردم در خیابانها پخش شیرینی و برقراری جشن و شادی به قدری وسیع بود كه تنها با شادی مردم در روز فرار شاه قابل مقایسه بود. در پایان آن روز امت شهید پرور ایران با حضور در مساجد نماز شكر بجای آورده و با فرارسیدن شب به یمن پیروزی رزمندگان اسلام و غلبه حق بر باطل بر پشت بامها ندای        (( الله اكبر)) سر دادند.

 

نتايج به دست آمده از عمليات بيت‌المقدس:

 ـ آزاد سازي 5400 كيلومتر مربع از خاك كشور اسلامي از جمله خرمشهر و تأمين 180 كيلومتر خط مرزي

ـ 19 هزار اسير و 16 هزار كشته از دشمن

ـ انهدام 60 فروند هواپيما ، 3 فروند هلي‌كوپتر، 418 دستگاه تانك و نفربر، 30 قبضه توپ، 49 دستگاه خودرو.

ـ غنايم به دست آمده : يك فروند هلي‌كوپتر، 105 دستگاه تانك و نفربر و 56 دستگاه خودرو.

  

پیام امام خمینی به مناسبت آزادسازی خرمشهر

 بسم الله الرحمن الرحیم

 با تشكر از تلگرافاتی كه در فتح خرمشهر به این جانب شده است. مبارك باد و هزاران بار مبارك باد بر شما عزیزان و نور چشمان اسلام این فتح و نصر عظیم كه با توفیق الهی و ضایعات كم و غنایم بی پایان و هزاران اسیر گمراه و مقتولین و آسیب دیدگان بدبخت كه با فریب و فشار صدام تكریتی، این ابر جنایتكار دهر به تباهی كشیده شدند، سرافرازانه برای اسلام و میهن عزیز افتخار ابدی هدیه آوردید و مبارك باد بر فرماندهان قدرتمند كه فرماندهان چنین كار فداكارانی هستند كه ستاره درخشنده پیروزی های آنان بر تارك تاریخ تا نفخ صور نور افشانی خواهد كرد.

هان ای فرزندان قرآن كریم و نیروهای ارتشی، سپاهی، بسیجی، ژاندارمری، شهربانی و كمیته ها و عشایر و نیروهای مردمی داوطلب وعزیز ، هشیار باشید كه پیروزی هر چند عظیم و حیرت انگیز است، شما را از یاد خداوند كه نصر و فتح در دست اوست، غافل نكند و غرور فتح، شما را به خود جلب نكند كه این آفتی بزرگ و دامی خطرناك است كه با وسوسه شیطان به سراغ آدم می آید و برای اولاد آدم تباهی می آورد و من با آنكه به همه شما اطمینان تعهد به اسلام دارم، از تذكری كه برای مومنان نفع دارد، باید غفلت نكنم. چنانچه از نصیحت به حكومت های همجوار و منطقه دریغ ندارم و آنان می دانند امروز با فتح خرمشهر مظلوم ، دولت و ملت پیروزمند ما از موضع قدرت سخن می گویند. من پیروی از آنان به شما اطمینان می دهم كه اگر از اطاعت بی چون و چرای امریكا و بستگان آن دست بردارید و با ما به حكم اسلام و قرآن كریم رفتار كنید، از ما جز خیر و پشیمانی نخواهید دید. قدرت های بزرگ پیش از آنكه از شما استفاده نمایند، از شما طرفداری نمی كنند و شما ها را برای منافع خویش به هلاكت می كشند.

اینجانب در پیشگاه مقدس خداوند تكلیف الهی خود را ادا نمودم. اكنون دست تضرع و دعا به سوی خالق یكتا بلند كرده و به قوای مسلح اسلام و فداكاران قرآن كریم و میهن عزیز ایران

دعا میكنم و سلامت و پیروزی آنان را خواستار هستم. سلام و درود بی پایان بر فرماندهان قوای مسلح و بر رزمندگان فداكار و برملت دلیر ایران.

 

روح الله الموسوی الخمینی

 

 حماسه خرمشهر از نگاه مقام معظم رهبري

 من مايلم اينجا يادي بکنم از محمد جهان آرا، شهيد عزيز خرمشهر و شهدايي که در خرمشهر مظلوم آن طور مقاومت کردند. آن روزها بنده در اهواز از نزديک شاهد قضايا بودم. خرمشهر در واقع هيچ نيروي مسلح نداشت. نه که صد و بيست هزار (مانند بغداد) نداشت بلکه ده هزار، پنج هزار هم نداشت. چند تانک تعميري از کار افتاده را مرحوم شهيد اقارب پرست – که افسر ارتشي بسيار متعهدي بود – از خسروآباد به خرمشهر آورده بود، تعمير کرد. (البته اين مال بعد است، در خود آن قسمت اصلي خرمشهر نيرويي نبود) محمد جهان آرا و ديگر جوانهاي ما در مقابل نيروهاي مهاجم عراقي – يک لشکر مجهز زرهي عراقي با يک تيپ نيروي مخصوص و با نود قبضه توپ که شب و روز روي خرمشهر مي باريد – سي و پنج روز مقاومت کردند. همانطور که روي بغداد موشک مي زدند، خمپاره ها و توپهاي سنگين در خرمشهر روي خانه هاي مردم مرتب مي باريد، اما جوانان ما سي و پنج روز مقاومت کردند. بغداد سه روزه تسليم شد. ملت ايران، به اين جوانان و رزمندگانتان افتخار کنيد. بعد هم که مي خواستند خرمشهر را تحويل بگيرند، دوباره سپاه و ارتش و بسيج با نيرويي به مراتب کمتر از نيروهاي عراقي رفتند خرمشهر را محاصره کردند و حدود پانزده هزار اسير در يکي دو روز از عراقيها گرفتند. جنگ تحميلي هشت ساله ما، داستان عبرت آموز عجيبي است. من نمي دانم چرا بعضي ها در ارائه مسائل افتخار آميز دوران جنگ تحميلي کوتاهي مي کنند.

 

 سردار حماسه ساز خونین شهر "محمد جهان آرا"

 

 فریاد می زدم:یا رب العالمین بر ما ذلت و خواری را مپسند

محمد جهان آرا در سال 1333 در خانواده ای مذهبی در خرمشهر متولد شد. او كه دارای روحی ناآرام و تسلیم ناپذیر بود، از سن نوجوانی وارد عرصه فعالیتهای سیاسی شد. وی به دلیل هوش سرشار و اخلاق حسنه توانست همراه با جوانان انقلابی شهر اقدام به تشكیل گروهی به نام "ا...اكبر" نماید. این گروه جلساتشان را در مسجد امام جعفر صادق(ع) خرمشهر برگزار می كردند. آنان طوماری علیه رژیم شاه با مضمون "ما امضاكنندگان ذیل سوگند یاد می كنیم تا لحظه مرگ لحظه ای از مبارزه علیه رژیم جبار پهلوی دست نكشیم" آماده و آن را با خون خود امضا نمودند.

بعد از مدتی گروه "ا...اكبر" با گروه "منصورون" آشنا شدند و به همراه آقا محسن در فعالیتهای چریكی ضد رژیم شركت نمودند. اقدامات مهم این گروه عبارت بودند از:

 1- حمل اسلحه از تهران به اهواز به وسیله پیكان توسط شهید جهان آرا.

2- شركت در ترور رئیس گارد دانشگاه جندی شاپور اهواز.

3- حمل اسلحه و اعلامیه های ضد رژیم از اهواز به تهران(ماشین در اهواز توسط ساواك شناخته می شود و برادر بزرگ جهان آرا دستگیر می شود.)

 فعالیت سیاسی در اراك توسط محمدعلی و برادر كوچكترش علی(كه منجر به درگیری و شهادت علی می گردد.) در همین سالها یكی از خواهران محمد به علت حجاب اسلامی در دبیرستان از طرف ساواك دستگیر و چندماهی در زندان تحت بازجویی مأموران رژیم قرار می گیرد. محمد پس از پیروزی انقلاب با جمع آوری نوجوانان و جوانان مسلمان و انقلابی شهر، اقدام به تشكیل كانون فرهنگی در خرمشهر نمود، و از رهگذر این اقدام توانست هر چه بیشتر به تربیت و سازماندهی نیروهای فعال بپردازد. با شروع جنگ تحمیلی محمد وارد مرحله ای تازه از زندگی سیاسی شد. او با تشكیل سپاه خرمشهر و جذب نیروهای مؤمن (كه بیشتر از جوانان متعهد كانون فرهنگی انتخاب شدند.) توانست مقاومت دلیرانه ای در مقابل نیروهای پیاده و زرهی دشمن نماید.

محمد پس از عقب نشینی از خرمشهر در محلی به نام "محرزی" و چند نقطه دیگر اقدام به عملیات پدافندی و گسیل نیرو به داخل خرمشهر برای شناسایی مواضع دشمن و عكسبرداری و فیلمبرداری از تحركات نیروهای كفر نمود. اقدامات محمد در خرمشهر از لحاظ سیاسی، نظامی و تبلیغاتی اهمیت بسیاری داشت، تا آنجا كه یكی از مسؤولان اعلام كرد:"دشمن خیال كرده كه خرمشهر را در اختیار دارد، ما لحظه به لحظه او را زیر نظر داریم و فیلمهای فعالیتهای آنها نزد ماست" شهید جهان آرا در مورد یكی از صحنه های حماسه خرمشهر می گوید:

امیدی به زنده ماندن نداشتیم. مرگ را می دیدیم، بچه ها توسط بی سیم شهادت نامه خود را می گفتند و یك نفر پشت بی سیم یادداشت می كرد. صحنه خیلی دردناكی بود، بچه ها می خواستند شلیك كنند، گفتم:"ما كه رفتنی هستیم حداقل بگذارید چندتا از آنها را بزنیم و بعد بمیریم." تانكها همه اطراف را می زدند و پیش می آمدند. با رسیدن آنها به فاصله صدوپنجاه متر دستور آتش دادم. چهار آرپی.جی7 داشتیم. با بلند شدن از گودال اولین تانك را بچه ها زدند. دومی در عقب نشینی بود كه به دیوار یكی از منازل بندر برخورد كرد. جیپ فرماندهی پشت سر نیز دنده عقب گرفت. با مشاهده عقب نشینی تانك بلند شدم و داد زدم ا...اكبر، ا...اكبر،... حمله كنید ، كه دشمن پا به فرار گذاشت.

جانباز عزیز جنگ برادر محمد نورانی درباره حماسه مقاومت خرمشهر می گوید:وارد حیات مدرسه شدم. بوی باروت شدید می آمد، در داخل ساختمان دیدم قتلگاه روز عاشوراست، همین طور بچه ها در خون خودشان می غلتند.

اسلحه ام را برداشتم آمدم بیرون، شهید جهان آرا با جیپ تازه رسیده بود، گفتم:دیدی همه بچه ها را از دست دادیم. در حالی كه بشدت متأثر شده بود، مثل كوه استوار و مصمم گفت: اگر بچه ها را دادیم، اما امام را داریم. ان شاءا... امام زنده باشد.

در پرتو همین اقدامات بود كه در خرداد سال 61 رزمندگان توانستند دشمن را از خاك پاك خرمشهر بیرون برانند. محمد در مهرماه سال 1360 به علت سقوط هواپیما، زمانی كه از شلمچه به سوی تهران پرواز می كرد، به آرزوی دیرینه اش شهادت، رسید. وصیتنامه از روزی كه جنگ آغاز شد تا لحظه ای كه خرمشهر سقوط كرد من یك ماه به طور مداوم كربلا را می دیدم، هر روز كه حمله دشمن بر برادران سخت می شد و فریاد آنها با بی سیم مرا از كار می انداخت و هیچ راه نجاتی نبود به اتاق می رفتم، گریه را آغاز می كردم و فریاد می زدم یا رب العالمین بر ما مپسند ذلت و خواری را.

 از روزی که جنگ شد تا روزی که خرمشهر سقوط کرد من هر روز کربلا را می دیدم.

سردار شهید محمد جهان آرا

 

 از نگاه كارشناسان خارجي

 در دوران جنگ تحميلي نيز پيروزي هاي ملت ما و حتي خبر باز پس گرفتن خرمشهر توسط رزمندگان سلحشور ما را از ملت هاي دنيا كتمان كردند.

راديو بي بي سي : " همان طور که بدون شک اطلاع داريد ديروز بندر خرمشهر پس از 20 ماه دوباره به دست نيروهاي ايران افتاد بدين ترتيب ايران هم اسماً و هم رسماً در جنگ کاملا پيروز شده است.

 سقوط سريع خرمشهر به خصوص باعث سرافكندگي عراق گشته است. طبق تخمين 30 يا 40 هزار سرباز از اين شهر دفاع مي‌كردند."

خبرگزاري رويتر: " خرمشهر که ايرانيها آن را خونين شهر ناميده اند در پي يک نبرد دو روزه توسط ايران آزاد شد بر پايه اين گزارش سي هزار تن از نيروهاي عراقي که از خرمشهر دفاع مي کردند پس از کشته شدن فرماندهانشان در برابر نيروهاي ايران تسليم شدند "

آسوشيتد پرس: " خرمشهر از جايگاههاي بزرگ جنگ محسوب مي شود و بيرون راندن عراقي ها به آن معناست که عراقي ها عملا تمام مناطق استراتژيکي را که در آغاز جنگ تصرف کرده بودند از دست داده اند "

لوس آنجلس تايمز: " يک ژنرال عراقي گفت ما علاقه اي به ماندن در اين جا نداريم اين جا يک صحراي خشک و خالي است و مي تواند ارزاني خودشان باشد که اين گونه صحبتها با استراتژي عراق در آغاز جنگ کاملا مغايرت دارد "

 

فتح خرمشهر ، فتح ارزشها

 اما چگونه اين منطقه وسيع از دست نيروهاي دشمن خارج شد؟

چه اتفاقي در بين نيروهاي ايراني افتاد كه آنان، توانستند، ظرف يك سال و اندي، همه سرزمين‌هاي تحت اشغال دشمن را آزاد و عملياتي به بزرگي عمليات بيت‌المقدس را طراحي و اجرا كنند؟

 آيا بر تسليحات و تجهيزات آنان افزوده شد؟ آيا كشوري به آنان كمك نظامي كرد؟ آيا حاميان صدام، دست از حمايت وي برداشتند؟ آيا تحريم تسليحاتي ايران شكسته شد؟ و آيا آمريكا، شوروي و اروپا، از حمايت گسترده تسليحاتي و اطلاعاتي صدام دست كشيدند؟

پاسخ همه اين پرسش‌ها منفي است، ولي آنچه واقعيت دارد، اين است كه توان رزمي رزمندگان اسلام، گسترش عظيمي پيدا كرد.

براي درك اين موضوع، بايد به تحول فكري و فرهنگي كه حضرت امام خميني(ره) با بروز جنگ در بين مردم  ايران ايجاد كردند، انديشيد، كه حاصل آن در فتح خرمشهر ديده مي‌شود و به همين دليل امام خميني، فتح خرمشهر را «فتح ارزش‌ها» ناميد.    

                                               

 تقدیم به آنان که در گمنامی به حضرت زهرا (س) اقتدا کردند

همانها که چه حسینی زیستند و حسینی اندیشیدند و حسینی پر کشیدند

تقدیم به شهیدان

 

نوشته شده توسط منتظرالمهدی (عج) در 4:4 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •